هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مقایسه جامع اثر بخشی لیدوکائین و آمیودارون در درمان فیبریلاسیون بطنی و تاکی‌کاردی بطنی بدون نبض

فیبریلاسیون بطنی (VF) و تاکی‌کاردی بطنی بدون نبض (pVT) از شایع‌ترین ریتم‌های قابل شوک در موارد ایست قلبی هستند. درمان این ریتم‌ها شامل دفیبریلاسیون و استفاده از داروهای ضد آریتمی مانند لیدوکائین و آمیودارون است. این مقاله به بررسی و مقایسه اثر بخشی دو داروی لیدوکائین و آمیودارون در درمان VF و pVT در شرایط احیای پیشرفته قلبی ریوی (ACLS) می‌پردازد.

 فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی فیبریلاسیون بطنی و تاکی‌کاردی بطنی بدون نبض

فیبریلاسیون بطنی (VF) یک ریتم قلبی نابسامان و غیرمنظم است که باعث می‌شود بطن‌ها نتوانند به طور موثر خون را پمپ کنند، که منجر به کاهش شدید جریان خون و مرگ ناگهانی قلبی می‌شود. تاکی‌کاردی بطنی بدون نبض (pVT) نیز یک ریتم قلبی سریع و غیرطبیعی است که منجر به عدم پمپاژ موثر خون توسط قلب می‌شود. هر دو ریتم نیازمند درمان فوری با دفیبریلاسیون و داروهای ضد آریتمی هستند.

 مکانیسم‌های اثر لیدوکائین و آمیودارون

لیدوکائین یک داروی ضد آریتمی کلاس IB است که با بلوک کانال‌های سدیمی سریع، فاز دپولاریزاسیون را کاهش می‌دهد و فعالیت الکتریکی نابسامان قلب را مهار می‌کند. این دارو به ویژه در کنترل آریتمی‌های بطنی موثر است و مدت زمان بازگشت به ریتم طبیعی قلب را کاهش می‌دهد. لیدوکائین با کاهش هدایت الکتریکی در بافت‌های قلبی، از فعالیت نابسامان جلوگیری می‌کند و به بازگشت قلب به ریتم منظم کمک می‌کند.

آمیودارون یک داروی ضد آریتمی کلاس III است که با بلوک کانال‌های پتاسیمی، مدت زمان پتانسیل عمل را افزایش می‌دهد و منجر به افزایش مدت زمان ریپلاریزاسیون می‌شود. این دارو نیز در کنترل VF و pVT موثر است و به تثبیت ریتم قلبی کمک می‌کند. آمیودارون همچنین دارای اثرات بلاک‌کننده کانال‌های سدیمی و کلسیمی است که به کاهش هدایت الکتریکی و افزایش مدت زمان پتانسیل عمل کمک می‌کند.

 مطالعات و شواهد علمی

مطالعات مختلفی در مورد مقایسه اثر بخشی لیدوکائین و آمیودارون در درمان VF و pVT انجام شده است. در سال 2016، یک مطالعه بزرگ به نام “ALPS” (Amiodarone, Lidocaine, or Placebo Study) به بررسی اثر بخشی این دو دارو در بیماران با VF و pVT پرداخت. این مطالعه نشان داد که هر دو داروی لیدوکائین و آمیودارون در افزایش نرخ بازگشت به ریتم قلبی طبیعی (ROSC) موثر هستند، اما تفاوت معناداری در میزان بقا تا ترخیص از بیمارستان بین دو دارو مشاهده نشد.

مطالعه دیگری که توسط Kudenchuk و همکاران در سال 2016 انجام شد، نشان داد که هر دو دارو در افزایش میزان بازگشت به ریتم قلبی طبیعی موثر هستند، اما تفاوت معناداری در میزان بقا تا ترخیص از بیمارستان بین دو دارو وجود ندارد. این مطالعه همچنین نشان داد که استفاده از آمیودارون و لیدوکائین در مقایسه با دارونما، بهبود معناداری در میزان بقا تا ترخیص از بیمارستان ندارد.

 مقایسه اثر بخشی

1- نرخ بازگشت به ریتم قلبی طبیعی (ROSC): هر دو دارو در افزایش نرخ بازگشت به ریتم قلبی طبیعی موثر هستند. مطالعه ALPS نشان داد که نرخ ROSC برای لیدوکائین 25.8% و برای آمیودارون 24.4% بود، که تفاوت معناداری نداشت. این نشان می‌دهد که هر دو دارو می‌توانند به طور موثری در افزایش نرخ بازگشت به ریتم قلبی طبیعی موثر باشند.

2- بقا تا ترخیص از بیمارستان: مطالعه ALPS نشان داد که میزان بقا تا ترخیص از بیمارستان برای لیدوکائین 9.6% و برای آمیودارون 10.4% بود، که تفاوت معناداری نداشت. این نتایج نشان می‌دهد که هیچ یک از دو دارو در افزایش میزان بقا تا ترخیص از بیمارستان نسبت به دیگری برتری ندارد.

3- عوارض جانبی: آمیودارون ممکن است عوارض جانبی بیشتری نسبت به لیدوکائین داشته باشد، از جمله هیپوتانسیون و برادی‌کاردی. با این حال، هر دو دارو به طور کلی ایمن تلقی می‌شوند. آمیودارون به دلیل داشتن نیمه‌عمر طولانی و تجمع در بافت‌ها، ممکن است عوارض جانبی طولانی‌مدتی داشته باشد که نیاز به پایش دقیق دارد.

 توصیه‌های انجمن قلب آمریکا (AHA)

انجمن قلب آمریکا در دستورالعمل‌های 2020 خود توصیه می‌کند که هر دو داروی لیدوکائین و آمیودارون می‌توانند در درمان VF و pVT مورد استفاده قرار گیرند. انتخاب بین این دو دارو باید بر اساس شرایط بالینی بیمار و تجربه پزشک باشد. AHA تاکید می‌کند که هر دو دارو می‌توانند به عنوان درمان خط دوم پس از دفیبریلاسیون و اپی‌نفرین استفاده شوند.

 پروتکل‌های استفاده از لیدوکائین و آمیودارون در ACLS

1- لیدوکائین: دوز اولیه توصیه شده لیدوکائین در درمان VF و pVT بدون نبض 1 تا 1.5 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است. در صورت نیاز به دوزهای اضافی، می‌توان دوزهای تکمیلی 0.5 تا 0.75 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را هر 5 تا 10 دقیقه یک بار تا حداکثر دوز تجمعی 3 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تزریق کرد.

2- آمیودارون: دوز اولیه توصیه شده آمیودارون در درمان VF و pVT بدون نبض 300 میلی‌گرم به صورت تزریق وریدی سریع است. در صورت نیاز به دوز تکمیلی، می‌توان دوز 150 میلی‌گرم را به صورت تزریق وریدی تزریق کرد. آمیودارون همچنین می‌تواند به صورت انفوزیون وریدی با دوزهای نگهدارنده 1 میلی‌گرم در دقیقه به مدت 6 ساعت و سپس 0.5 میلی‌گرم در دقیقه به مدت 18 ساعت استفاده شود.

 نتیجه‌گیری

هر دو داروی لیدوکائین و آمیودارون در درمان فیبریلاسیون بطنی و تاکی‌کاردی بطنی بدون نبض موثر هستند. مطالعات نشان می‌دهند که تفاوت معناداری در میزان بقا تا ترخیص از بیمارستان بین این دو دارو وجود ندارد. انتخاب داروی مناسب باید بر اساس شرایط بالینی بیمار و تجربه پزشک انجام شود. هر دو دارو باید به عنوان بخشی از پروتکل‌های احیای پیشرفته قلبی ریوی (ACLS) در نظر گرفته شوند. پزشکان باید از عوارض جانبی احتمالی این داروها آگاه باشند و پایش دقیق بیماران را انجام دهند تا از بروز عوارض جانبی جلوگیری شود.

 منابع

1- American Heart Association. (2020). 2020 AHA Guidelines for CPR and ECC.

2- Kudenchuk, P. J., Brown, S. P., Daya, M., et al. (2016). Amiodarone, Lidocaine, or Placebo in Out-of-Hospital Cardiac Arrest. New England Journal of Medicine, 374(18), 1711-1722.

3- Neumar, R. W., Otto, C. W., Link, M. S., et al. (2010). Part 8: Adult Advanced Cardiovascular Life Support: 2010 American Heart Association Guidelines for Cardiopulmonary Resuscitation and Emergency Cardiovascular Care. Circulation, 122(18_suppl_3), S729-S767.

4- Callaway, C. W., Donnino, M. W., Fink, E. L., et al. (2015). Part 8: Post–Cardiac Arrest Care: 2015 American Heart Association Guidelines Update for Cardiopulmonary Resuscitation and Emergency Cardiovascular Care. Circulation, 132(18

sadegh ghasemzade وب‌سایت
با لبخندی بر لب و انگیزه‌ی بی‌پایان، میلیون‌ها کیلومتر را به همراه شما اسکرول می‌کنم، تا در پی رسیدن به هدفم، همراه شما باشم. همراهی که باعث شده تا هر پیشرفت کوچک، یک قدم بزرگ به سوی رویایم باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *